۱۳۸۷ مرداد ۱۴, دوشنبه

مذهب و دمکراسی



Jun 24, 2008, 10:33 am
مذهب يک قرارداد اجتماعي بين فرد و سنتهاي جامع در غالب مدني است.کساني که سنتهاي جامعه را ناديده مي گيرند غالبا لامذهب خوانده ميشوند.
مذاهب براي حفظ وحراست خود، قوانين خونباري را تدوين کرده اند و طي يک پروسه بلند و طولاني تاريخي جهت بسط و توسعه باورمندي خود.دمکرات�­�زه شدن جامعه يعني دوري از مذاهب و تدوين قوانين اجتماعي در اساس ضرورتهاي مکاني و زماني در جهت دسترسي بهينه از پديده هاو امکانات و باورمنديها­ي موجود در جوامع انساني.
نيروهاي مذهبي که غالبا تفکراتي دگم و واپسگرا هستندو در تلاشي عظيم در جهت ماندگاري خود و به روز رساني، انديشه هاي کهن را يدک مي کشند.تلاشي عظيم و بسيار خونبار براي تدوين مرزبندي هاي جامعه ء انساني در تفکراتي واپسگرا براي فرمانبردار­ي توده هاي انساني در واحد قدرت و توانمندي ادارهء واحد انساني نه جوامع انساني..ما شاهد برون رفت جوامع از اين خلع قدرت مذاهب در پاسخگويي براي ماندگاري آن هستيم.و راز ماندگاري در حيات و فدرت مذاهب در بسته بودن جوامع بوده و هست،حيطهء قدرت آن هم در همين مقوله خلاصه مي شود تا جائي که انگيزه ها،تمايلات­، نيازها و ارتباطات در غالب محدود کردن انسان در مناسبات و ارتباطا ت واحد انساني در اهرم ارعاب و تهديد براي حيات انسان تدوين شده و مي شود (چون سنگسار ، شلاق ، اعدام ، بر صليب کشيدن ، مواد گداخته در دهان ريختن ، در برابر حيوانات درنده انسان را انداختن ، در آتش سوزاندان) و دقيقا" همين تجربيات عيني که مفهوم عيني درد در منظر انسان هست را براي انسان در حيات پس از مرگ تصور و وعده مي دهند چرا که چنانچه در دوران حيات کسي اگر توبيخ با درد را نصيب نشد در جهاني ديگر توبيخ خواهد شد و اين دقيقا" همان مقوله اي است که در جوامع دمکراتيک بسيار حائز اهميت است و ان دوري جستن انسان از ترس ،ترسي که ريشه در عدم شناخت انسان از پديده ها و مناسبات دارد .در جوامع دمکراتيک ترس را با قانون مند کردن حقوق و باورمنديها­ي انساني و بهره مندي از مواهب حيات مشترک انساني مهار مي شود محدود مي شود و تدابير جدي براي حفظ کرامت انساني تدوين مي شود

هیچ نظری موجود نیست: