۱۳۹۶ آذر ۲۴, جمعه

۱۳۹۶ آذر ۱۲, یکشنبه

پدر







دور
خیلی دورم 
بیش از 
شرم زمان 
شرم حاکمان سرزمین مادری 
بیش از تمام قاب های خالی
که هر روز یکی 
در قاب عکس  
می‌ رود
بر دیوار سرد منجمد
همچو صاحب عکس بر دیوار 
  
اه از نهان زمان
در جدایی هر روزه 
در زمان حال 
خاطره 

ک
به تصوری دور
دور تر از باور 
از من 
از اسمانی که ناله ها 
در هم می شوند
به سرزمین مادری
پدر 
رفت
در قاب عکس خود
نشست
در دریغی خوفناک از انتظار