۱۴۰۲ شهریور ۱۰, جمعه

#چرا

 




چرا #


پاسخ سوال او
گلوله بود !؟
برای چه ؟ 
او که دستش حنجره 
روی شانه 
رد خون خیابان
در دل تاریخ 
پرسه می زد
! برای خود 

ترسیده بود ؟ 
 البته
نه از تو 
از اینکه از زمان بودن
! بودن خود دور باشه 
چقدر و چند سال 
کسی پاسخی دارد ؟
برای هر نگاه خسته 
دل رمیده 
امید دور و دور،  خیلی دور 
اصلا گمشده در گذشته 
شاید شده خاکستر و با باد در هوا پیچید و معلوم نشد 
! گم شد 


شوخی تلخش 
جنازه هایی  که  گور نداشتن
و روی شانه ردی از خونی که تاریخ نداره
! نه اسم داره  نه  قاتل 
پاسخ بی مبالاتی گردش یه رویا جایی که اسم نداره
 ! مثل فضا در کهکشانی که هیچ نشانی نداره


نفهمیدن چرا کشتن وقتی که اسمی 
نشانی
! جایی برای پاک کردن ندارن 
 
رد خون رو شونه ها
کوچه ها را گز کردن 
...تا




امروز شکستن #حجاب_اجباری پاسداشت #شجاعت‌های بیش از ششصد جوان به‌ #قتل رسیده، بیش از #هزارچشم کور شده و بیش از ده‌هاهزار هموطن به #اسارت مغولان مسلمان رفته است.
ایران برای پاکسازی ملی آماده می شود .
امروز "حمایت از #حجاب_اختیاری" یک "#انتخاب" نیست، "#دفاع از #کرامت_انسانی #زنان است".
وظیفه مردان :"#حمایت_میدانی" از حقوق زنان #حجاب_اختیاری" که مورد #تعرض #عمال_رسمی یا غیررسمی #حکومت واقع است.
جنبش #زن_زندگی_آزادی گذر از
محمود اسفندیاری

هیچ نظری موجود نیست: