۱۳۹۶ دی ۲۳, شنبه

من ترا می شناسم












من ترا می شناسم 
روزی که برده چموش را به شلاق گرفتن
روی زخم های او مرحم گذاشتی 
در نبرد گلادیاتور
دعایش
روزی که بر صلب رفت
با پستان نیمه خشک در دهان کودکش
صلیب را تبرک کردی

در کوچه منتهی به دیوان مداین
پیش از سر بریدن او 
سالها به انتظار ماندی 
با شاخه گلی به دست 

در ان تنگه
که راه بر اهریمن بسته بود
بدست سربازانش آب 
مرحم به زخم کاری دشنه ها و گرزها
نه فرصت برای شمارش اجساد 

من ترا می شناسم
در نگاه گرم 
تنیده
پیچیدی
در گرمای هوسناک یک هم اغوشی هول انگیز پسا مرگ
زایشی دگر


من ترا می شناسم 
دختر سحر 
قدیسه زمان 
باکره شفق 
مرا با خود 
به فردا ببر ...


۱۳۹۶ دی ۲۱, پنجشنبه

باران شادی



















بر کش لنگر دورغ و ریا 
رها کن 
در اقیانوس
خرد را
این مردمان را 
راه نجات 
است 
هر چند سخت
دور 
خونبار و گاهی 
گرد یاس و نا امیدی 
تا مغز استخوان 
فرو می رود 
چنان جان کاه
غم انگیز  .
باران شادی خرد 
بذر امید 
به جان خسته 
جانی دوباره می دمد
رها کن لنگر دروغ و ریا 
به دریا رو 
کشتی به دریا
اندیشه و خرد  دارد .



یک گلوله









یک گلوله 
برای  دفن زندگی کافی است .
کاش می دانستم 
برای ثبت در تاریخ
که 
شلیک می کند
آن گلوله را
که شلیک خواهد شد .!

مردمان زمینی





 






در عشق 
غوطه می خورن
زنان حاملان کودکانی
زمین را به زایشی دوباره
         در تبرک 
مردمان زمینی 
زندگی می کنند 
حتی اگر 
تن فروشی کنند
؟
حاکمان
امدند و رفتند 
به تاریخ پیوستند 
حتی 
پیامبران 

زمین برای وا خواهی
می ماند
در زایشی دوباره

۱۳۹۶ دی ۱۹, سه‌شنبه

آن سال













گفتند :
پاکان را انتخابی شایسته
نیاکان را رها
آیین تازه 
راه نو
باوری مقدس
که شایسته ای بایسته
برای جهانی گرسنه!
.

..
...
.....
بعد آن سال 
دزدی وغارت
جنایت
مزدور
وطن فروش 
جاسوس
روحانیان مقدسی
در تقدسی الهی
ترکیبی از
   حاکمان بودن !
ریشه ها
چهل ساله !
چهل سال

 بعد آن 
سال !

۱۳۹۶ دی ۱۵, جمعه

اعتراضات مدیریت شده رهبری تفرقه بینداز و حکومت کن







اعتراضات مدیریت شده رهبری
تفرقه بینداز و حکومت کن

سرخوردگی اعتراضات در جدایی و تفرقه نیروهای مخالف نظام از اپوزیسیون غالب

هر چه بیشتر به حوادث روزهای اخیر فکر می کنم نتایج هول ناکتری بدست می اورم .
دقت کنیم که اعتراضات از خانه علم الهدی و رییسی شروع میشود و در شهرستانهای و شهرهای کوچک !
چرا ؟
در شروع اعتراضات شعارها ی ضد دولتی طرح می شود ! چرا ؟
وقتی که به شهرهای بزرگ سرایت می کند شعارها از دولت گذر کرده به کلیت نظام موجود تبدیل می شود !
چرا ؟
اعتراضات همگی خام به نظر میرسد و بدون مدیریت !
چرا ؟
به باور من این اعتراضات کاملا مدیریت شده توسط خود رهبری برای سرخوردگی از شکست اعتراضات در اردوی مخالفان نظام مهندسی و اجرا شد تا بتوانند با ایجاد یاس و به میان کشیدن اپوزیسیون در موضع گیری هم سو با نظام در مرحله اول دولت را تحت فشار و در صورت امکان عزل کنند . به دلیل عدم توانایی در اداره کشور و این منهای مخالفت های وسیع قبلی رهبری در انتخاب وزرای پیشنهادی رییس جمهور است تا کابینه ناکار آمد و ناتوانی را به روحانی تحمیل کند .رییس جمهوری که برآمد اراده مردم در برابر رهبر انقلاب قد علم کرده بعد از ترور ناجوانمردانه هاشمی رفستجانی به امید شکست اپوزیسیون در اتنخابات سال ۹۶ که روحانی با پشتوانه حداکثری آرا مردم برای بار دوم انتخاب می شود !
تا زمانی که شعارها علیه دولت است مورد تایید نظام است و زمانی که اعتراضات دامنه دار می شود با همان ترفند کثیف همیشگی تعدادی از عناصر مزدور قمق بدست خود را وارد صحنه میکند تا به صورت راندم دست به تخریب موضعی محدود و کنترل شده بزنند قران را و پرچم ایران را به آتش بکشند تا بتوانند نیروهای اپوزسیون و دولت را که مخالف فیلترینگ سایت ها سیاسی و اجتماعی است و هم شویی حدی با نیازمندیهای حاد جامعه دارد را مجبور به موضع گیری و در نهایت در برابر مردمی که به این دولت رای داده اند قرار دهد ،تا جایی که خاتمی ممنوع التصویر و صدا را به میدان بیاورند تا در رایطه با خشونت در اعتراضات موضع گیری کند تا اعتبار سیاسی و محبوبیت و مردمی بودنش شدیدا زیر ضرب رود !
اینکه باور کنیم این اعتراضات خود جوش بود ساده انگاری محصص است و دقیقا خیلی هم جوش خورده به خود رهبر ی . این اعتراضات نتایج درخشان و دستاوردهای خیلی مهمی برای خامنه‌ای دارد اگر با دقت به سیر حوادث و بر آمد آن و نتایج حاصله نگاه نکنیم .
اعتراضات تنها سوپاپ اطمینان برای تخلیه روانی فشارهای موجود جامعه و ارزیابی توانایی بر خورد با مخالفان و تزریق مدیریت شده سرخوردگی بعد از یک شکست به جامعه معترض را القا کند و در صف نیم بند اتحاد نیروهای اپوزیسیونحول محوریت مخالفت با رهبری شکاف اندازد .
طی فرایند هشت ساله گذشته :
حذف مثلث جیم
پیروزی مطلق در انتخابات شوراها
پیروزی مطلق در انتخابات ریاست جمهوری
درسهای تلخی است که رهبری نظام از آن نیاموخت و همه را سیلی سختی بر خود و پیکره نظام می بیند !
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=543994179267276&set=a.103276386672393.1073741827.100009700952789&type=3&theater

۱۳۹۶ آذر ۲۴, جمعه

۱۳۹۶ آذر ۱۲, یکشنبه

پدر







دور
خیلی دورم 
بیش از 
شرم زمان 
شرم حاکمان سرزمین مادری 
بیش از تمام قاب های خالی
که هر روز یکی 
در قاب عکس  
می‌ رود
بر دیوار سرد منجمد
همچو صاحب عکس بر دیوار 
  
اه از نهان زمان
در جدایی هر روزه 
در زمان حال 
خاطره 

ک
به تصوری دور
دور تر از باور 
از من 
از اسمانی که ناله ها 
در هم می شوند
به سرزمین مادری
پدر 
رفت
در قاب عکس خود
نشست
در دریغی خوفناک از انتظار


۱۳۹۶ آذر ۸, چهارشنبه

زمان








زمان 
زهر خند تلخی نکبتی خود را 
به کام هر تنابنده بی نظر
می چکاند
که گفته باشد 
هستی هنور در نکبت زمان
 هستی! 

۱۳۹۶ آبان ۲۵, پنجشنبه

بست نشینی کوتوله های سیاسی حمله به جلو برای عدم پاسخگویی





بست نشینی احمدی نٰژاد حمله به جلو برای عدم پاسخگویی به خسارات و فجایع مالی و معنوی حاصل از دوران هشت ساله حکومتش در پناه کودتایی که رهبر ایران حامی آن بود چیز دیگری نیست !

او به خوبی میداند که در این نظام کسی در رابطه عواقب و فجایع حاصل از کودتای سال ۱۳۸۸ از او بازخواست نخواهد کرد و با زیرکی در تلاش و گریز از بازخواستهای مالی که اثباتی است و سو مدیریتهای نا بخردانه و پوپولیستی در دوران حکومتش است . او می داند که با بازداشت و محاکمه های فرمایشی و اسناد موجود قطعا اطرافیانش مواخذه محاکمه و محکوم خواهند شد و میداند آنکه نظرش به او نزدیکتر از نظرش به هاشمی شهید بود اجبار به حمایت او دارد برای گریز از اعتراف به خطای خود و این در حالی است که فساد سازمانهای قضایی و امنیتی و حکومت نانوشته خاندان لاری جانی ها که در راس قوای قضایی و مقننه و حقوق بشرجامعه  قرار دارند در میان فعلان مدنی واجتماعی و  سیاسی جامعه جایگاهی مطلوب را ندارند .
هیچکدام از عناصر حاکم در نظام شجاعت اعتراف به کودتای سال ۱۳۸۸ را ندارند حتی آقای روحانی !
تمام ارکان اجرایی مجریه (احمدی نژاد و اصحابش ) در این فاز در امنیت کامل هستند .
در رابطه با باز شدن غارت منابع معنوی و سو مدیریت دوران هشت ساله که مقولعه نظری است ؛ قابل مواخذه نیست چرا که رهبر انقلاب در زمانی که شورای نگهبان صلاحیت او را تایید نمی کند برای رئیس‌جمهورشدن او را به مجمع تشخیص مصلحت می برد .
در رابطه با غارت منابع مالی که دقیقا اثباتی  و اسناد معتبر موجود است گره گاه برخورد جناح های حاکم در نظام است چرا که همگی در غارت سرمایه های نقدی ملی سهم بزرگی داشته و دارند و هر جناح اسناد معتبر از رقبای خود در دست !
با چنین بر آمدی احمدی نژاد به بست نشینی میرود تا حوزه عمومی تعامل با جناح های رقیب خود را محک زند . در اعتراضی عوام فریبانه ؛ خاندان لاری جانی های جنایت پیشه را در نوک تیز حمله قرار می دهد تا بتواند حمایت مردم معترض به این خاندان را به همسویی با خود فراخواند در مقیاس باورمندیهای مذهبی .

محمود اسفندیاری

۱۳۹۶ شهریور ۱۲, یکشنبه

چالش امروز ایران عزیز









چالش امروز ایران عزیز
در پس تمام کنش های موجود حقیقت نهفته این است که جامعه استقبالی نمی کند از رهبری روحانیت بر جامعه ِانسانی امروزین چرا که پاسخگو به نیازهای مبرم و جدی نیست و به همین دلیل وابستگان به حاکمیت از تمامی توان خود در حذر داشتن از مردم استفاده کرده و می کنند تا جایی که مغایرت و مخالفت با ولی فقیه انتخابی را مخالفت با خدا و ذات احدیت می نامند . سوال هوشمندانه این است که مگر ولی فقیه از جانب خدا منصوب شده که مخالفت با او مخالفت با ذات احدیت است ؟
جوامع امروزی که در راه انسانی تر شدن مناسبات در جوامع تلاش می کنند به این حقیقت دست یافته مذاهب نیروهای بازدارنه در رسیدن به کرامت انسانی آزادی و عدالت و دموکراسی هستند چرا که خود بخشی و یا کلیتی از از نظامهای حاکمند و حاضر به ترک صحنه قدرت سیاسی نیستند
در ایران عزیز ما مسئله جالب تر نمود پیدا کرده و آن این است که با توجه به سیاست حذفی که طی نزدیک به چهل سال در این نظام حاکم بوده حاکمیت توان نوگرایی و سپردن مسئولیت به نسل جوان را در خود نمی بیند چرا که نسل دوم و سوم بعد از انقلاب اسلامی اساسا خواست ها و باورهایی مغایر با قوانین و ساختارهای موجود را خواستارند .
این کنشها در دراز مدت حاکمیت را به جایی رسانده که تن به تبانی های متعدد برای بقای روحانیت در راس هرم حکومتی را رقم زند . اما تا کی این پاسخی است که جامعه در برخورد با پدیده های پیش رو در خود خواهد داشت .

روزی اگر











روزی اگر
 خدا
از آسمان  و از میان
بی نهایت
ستاره و سیاره 
بر زمین فرود آمد 
لطفا
سنگسارش نکن 
اعدامش نکن 
حبصش نکن 
در حصر مبر او را 
خدا آمده 
تا زمینی شود  
همین !

۱۳۹۶ فروردین ۱۳, یکشنبه

نام ما















هولناک و خونبار
زخم های به جان نشسته
 دهشتناک ،
و غریوی 
کهنه ،
دور ،
 دور و گنگ و نامفهوم
در استنباطی گنگ تر
که شاید 
نام ما 
انسان بود .
کجای زمانیم
در کهکشان راه شیری ،
از خاطره تهی
آنکه می دهد فرمان
کجای  هستی نظاره گر 
در ماست
این زمان ؟

کدام بستر











زخم هایی
عمیق  
بر پیکر،
بر خاطره 
که فراموش شد 
در هستی
افرینش ،
نفرت بود !

۱۳۹۶ فروردین ۵, شنبه

بالهای خونین یک رویا











مگر دریغ و حسرت
آبشخور نگاه تلخی خسته
پاسخی باشد ، برای آنچه گفته میشود .
آن بود و دیگر را
دریدن دریده های خونین خویش
صبری دوباره را شایسته
تا دگر بار بر آید 
سلامی وگر...
آه بالهای پریشانی و خونین یک رویا
سلام .

نیم قرن گذشت از سکوت حادثه











نیم قرن گذشت از سکوت حادثه

آنکه وجود نحیفش
جهانی بود برای ملتی 
خواند
آنچه باید.
نیم قرن ، از رفتن یار 
آنکه همه فریادش
آزادی  
و چه غریبانه 
نام او را 
به نجوایی در خاموش در سکوت
تکرار...





ای فریاد
مگر خواب خدا 
سخت تر از خواب زمینی من است
که از این خفته به خون
آزادی 
نامی نمی برد ؟




من همی فهمیدم
هر کجا حرفی از او بود 
خدا ساکت بود

۱۳۹۵ بهمن ۱۴, پنجشنبه

سرهنگ











ضیافت خونین خون و آتش است
برای خیر مقدمت
سرهنگ بفرما
مجلس بی ریا
قربانی
زیر آوار سوحته
چشم انتظار ظهور تو
سرهنگ

۱۳۹۵ دی ۲, پنجشنبه

مام زمان بخون کشیده ام





در خاطرات سرد زمستانی 
برقص
 بیاد فصل خونین آن بهار ؛
جوانه های عشق سر زده 
میان این جوانه ها
یک شاخه گل
از آن ما ؛
هر چند خسته ایم وگاهی نشسته ایم
باز هم 
ما 
نشکسته ایم .
.


در شکوه 
صلح زمینی زمان
یک قطره اشک
نثار تو
زمین
مام زمان بخون کشیده ام
بنفشه ها قد کشیده اند . . 

۱۳۹۵ آبان ۲۵, سه‌شنبه

آنچه ما داریم









آنچه ما داریم 

  قرن بیست و یک 
مذهب ! 
  اعلام جنگ  رهبران
پیروان در قیام ی خونین 
برای  کشتن 
هر آنچه مخالف  است !


هزاران  فرقه و آیین  
که پیروان هر کدام اماده قیام اند 
برای بقا 
در
گستره  باور خویش



صدها کشور   
که ساکنان آن
اماده دفاع از سرزمین خود 
تا مرز شهادت اند !


هزاران هزار قوم و قبیله 
که هر کدام 
اماده دفاع از حریم خویشند
تا مرز مرگ


کهکشان  
زمین  
خانه 
در این زمین 
و
انسان
مقوله ای 
گمشده در هستی ؟
در چیزی بنام
زندگی !




می خروشد و می درد
هر آنچه بر بساط عشق





بر بام کدام سحر
روز می رسد ؟

آزادی






در غروب عاشقانه ترین واژه
گفتی :
غروبی شوق انگیز ،
بروید بر جان خسته جهانی که ذره ذره ذوب  
باور فردا 
آزادی

بگو که می آیی






اشک حرمت  
لبخند حرمت 
سکوت حرمت 
فریاد حرمت 
تمام   
در نیلی دریا
در سبزه های دشت
در ستیغ آفتاب روی کوه
بگو که می آیی
صبح در انتظار 

نادیا






چشمها ی کودکی تو 
جوانی مرا ،
بردند
نادیا .
نه با خود ،
از هستی .
از باور دیدار
دیدن
فهمیدن
عاشقانه بوسیدن .
بعد آن
دیدن
فهمیدن 
طعم بوسه 
بوسه هایی  رها در هوا
شد آرزو !




اینجا



تو اینجا چه میکنی ؟
خبر از آزادی
در قل و زنجیر
زخمه های تازیانه ها
دشنه های خونین
سر های بی بدن
کودکان بی پدر 
گورهای ناشناس
زخمه های طعنه ها 
تهمت


تو اینجا
چه میکنی؟


۱۳۹۵ آبان ۲۰, پنجشنبه

یاد آر




















یاد آر


کوچه ها
ورق پاره های تاریخ
رهگذران هراسان 
از کنار هم 
در سکوت
سرد .


انکه میخندد
بامداد صبحی را می دهد نوید
بر طنابی که برایش حلقه کرده اند
هر چند
پیش از طلوع آفتاب 
بر باد میرود 




قبل از اینکه فردا در آید 
یک جهان سخن  
پیش از انکه بمیرد 
یک جهان رویا
پیش از آنکه بمیرد 
فردا



شناسنامه ملتی 
کوچه های شهر
رهگذران
خاموش ار کنار هم
گذر می کنند
زخمی که تا استخوان
در سکوت چشمها 
فریاد است 




به قامت تو صبحی نیامده
که بی تابانه
شرحه شرحه شب را
برای بامداد 
جار می زنند
خونین 



دلم برای مردن تنگ شده 
اگر به باور رسیدن به تو باشد که رفته ای 
اگر به باور رسیدن
اگر به باور
اگر !

۱۳۹۵ آبان ۹, یکشنبه

وطن .




بر می گردم
روزی ؛ 
نه از برای فتح
به جایی که مال من است ؛
یک قبرستان
پر از شرف
پر از شور و عشق
که خفبه اند به خون ؛

بر می گردم
نه از برای فتح
به خانه ام
وطن .